پست بود.....خیلی پست....
هوراااااااااااااا فردا عروسی آبجیمه...میخواییم با دوستام بترکونیم.
همه دوستامم ک تو {ج ن د ه}بازی ماهرین ووووی
نمیدونید چقد خوشالم
=========================================
صدایم میزد : ”گلم” !
گلی بودم در باغچه ی دلش، اما…
او باغبان عاشقی نبود،
گاهی سر میزد و دل میبرد،
ماهها بعددانستم که من تنها نبودم،
او باغبان گل های زیادی بود...!
=====================================بااینکه خیلی دوستت داشتم ولی دیگه ب تو فکر نمیکنم!!!!!!!!چون گناه است چشم داشتن ب مال غریبه....

[ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392 ] [ 19:12 ] [ آیدا✿ ]
[
]
ای کاش......

اي كاش گفته بودي عاشق ديگري شده اي...
من خودمم هم عاشق بودم نامرد...
دردت را درك ميكردم!!!
=====================================================
لـیـ ـاقـتـ ـ مـیـפֿــواهـב
بـوבטּ בر شـعـ ـرهـاے בפֿـتـ ـرے کـه
نبـوבنـتـ ـ را اشـکـ ـ مـےریـزב
تـعـجـبـ ـ نـکـטּ !!
בر بـے لـیــاقـتـے تـو شـکـے نـیـسـتـ ـ
ایـنـجـ ـا בلـیـل بـوבنـتـ ـ مـیـ ـاטּ بـغـضـ ـهـ ـایـمـ ـ
خـریـتـ ـ פֿـوבمـ ـ اسـتـ ـ نـه لـیــاقـتـ ـ تـ ـو!!===============================================
از سکوتــم بتــرس ...!
وقتــی که ساکـت می شوم ...
لابـد همــه ی درد دل هایــم را بــرده ام پیش خـــ♥ـــدا ...
بیشتر که گوش دهــی ..
از همــه ی سکوتــم .. از همــه ی بودنــم ..
یک "آه" می شنـــوی ...
و باید بترســی ..
*از "آه" مظلومـــی که فریادرســی جز خدا ندارد* ...

عجیب دلتنگم...!!!
واسه اون چند لحظه ای که
عجیب دلتنگم میشدی نامرد..!!
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 17:50 ] [ آیدا✿ ]
[
]
مطالب زیبا....حتمابخونید...
هیـــ ـچ نبَـ ــوב
آבمـ ــش ڪَـ ـرבم
بــ ـاتَعــریــف هــ ـاَے مـَ ـטּ شَخصـ ــیت پیــבا ڪَـ ــرב
غـُ ـرورش را مَـבیـ ــوלּ مـَ ـטּ اســت
زیــ ـاב مَغـ ـرور شـُ ـב
زیــ ـاב از פֿـ ـوبـ ـے هـ ـای نـَـבاشـ ــتــﮧ اش بــَ ـرایــش گــُفـ ــتم
بـ ــاور ڪَـ ــرב و مــَ ـرا ڪُـ ـوچَڪ בیـ ـב و َ
رَفتـــ ـــ ــ ـ
===========================================
خدايا..
دلم را کساني ميشکنند که هرگز راضي به شکستن دلشان نبودم..
از آدمهايت نميگذرم , از دل سنگشان..
از جنبه , نداشتنشان ..
از تمام خوبي هايي که دلشان را زد..
خدايا..
از خودم هم نميگذرم..!
حق من اين همه مهربان بودن و احساس داشتن نبود..!
حق من اين همه تنهايي نبود..
خدايا من با آدمهايت بد نبودم.
======================================
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند

[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ 15:12 ] [ آیدا✿ ]
[
]
تولدم مبارک پیشاپیش
تا تولدم دیگ آپ نمیکنم تولدم نزدیکهههههههههههههههه.....هورااااااااااااااااااااااااااا.دست جیغ هوراااااااااااا.آخه هم تولد یک سالگی وبمه هم تولد15سالگی خودمه.....................ووووووووووووووی.
تولد وبم22خرداده........تولد خودمم ک میدونید2تیر.....وووووی خعلی خوشالم
تولدم مبااااااااااااااااااااااااااااااااااارک
[ جمعه هفدهم خرداد 1392 ] [ 15:38 ] [ آیدا✿ ]
[
]
بغض...
سر میز شام به یادت می افتم!
بغض میکنم!
اشک در چشمانم حلقه می زند!
همه با تعجب نگاهم می کنند...
لبخند میزنم و می گویم:
چقدر داغ بود...!!!
[ شنبه یازدهم خرداد 1392 ] [ 20:4 ] [ آیدا✿ ]
[
]
انتقام؟
انتقام ؟؟
نه عـزیزم اونقدرها هــم بیکار نیستم
میشینم اینجا پامــو میندازم رو پام
سرنوشت خودش دهــن همه رو سرویس میکنه …
=============================================================در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند…
پرسید:فرزندم پس آدمت کو؟
اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست


[ جمعه دهم خرداد 1392 ] [ 13:37 ] [ آیدا✿ ]
[
]
سخت ترین درد....
یـه جـا خـُوندَمـ نِـوِشتـِه بُود:
"
ـسـخت تَریـن درد مــآلِ وَقـتـیـه که
..
تـو بـِخـوای اونَـم بِخواد وَلــی دنــیا نـَخواد.."
وَلــی مَـن مـیـگَــم ـَسـخت تـَریـن درد َ مـــآلِ وَقـتـیـه که:
تـو بِـخوای دنـیا بِخواد امــآ اون {اَصـل کآریه نـَـخـواد..{
شـُمایــی که بـه خـودِتـون میـ گیــــن سـختــی کـِـشیـده
میدونیـــــن ـسـخـتـی یـَعنــی چــی؟
حـــدِاَقــــَـل شـُمـا ایـنـو بـاوَر داریـن کـه قَـلـبِ
طَــرَف بَـراتـون میـزَنه"..

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 17:39 ] [ آیدا✿ ]
[
]
حتما جواب بدیدا....کنجکاوم بدونم
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 12:17 ] [ آیدا✿ ]
[
]
حس داغونی..
مهربانتر
از من دیدی نشانم بده ،
کسی که بارها بسوزانیش و باز هم با عشق نگاهت کند
==============================================
خیلی عجیبه تو لحظه های داغونی فقط کسی میتونه آرومت کنه که
داغونت کرد
=============================================
به کدامین قبله به نماز ایستاده ای لعنتی؟
وقتی رسم عاشق کشی را پیشه گرفته ای...
مهر از سر بردار!!!
نمازت باطل ست...
مگر مهر باطلی که به قلبم زدی را فراموش کرده ای بی وجدان؟؟؟

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 23:43 ] [ آیدا✿ ]
[
]
بازیچه ای بیش نبودم برایش...
در کودکی
در کدام بازی راهت ندادند
که امروز اینقدر دیوانه وار تشنه ی بازی کردن با آدم هایی؟؟؟
===========================================
گفتــــــــی کــــــه تــــو رآ ببخــــشم!
یـــآدت هســـــت؟!
آن روز زبآنـــــم تــــو رآ بخــــشید!
امـــــآ
دلـــــم نـــــه
زیـــــرآ میـــــخوآستم..
بـــآ خیـــآل رآحـت
دستـآنــت
رآ
در دستــآن او حـــلقه کنــــی!

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 16:12 ] [ آیدا✿ ]
[
]
روی سنگ قبرم بنویسید....
روی سنگ قبرم بنویسید: کبوتر شد و رفت...
زیر باران غزلی خواند، دلش تر شد و رفت...
چه تفاوت که چه خورده است؟
غم دل یا سم...
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت...
روز میلاد....
همان روز که عاشق شده بود...
مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت...
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید...
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت...
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد...
آدمی ساده که یک روز کبوتر شد و رفت...

[ سه شنبه هفتم خرداد 1392 ] [ 0:14 ] [ آیدا✿ ]
[
]
وقتی گند زدی ب زندگی طرف...
هیــچ چیز بیش ـتر و بـَدتر
اَز این مغز و اُستخوآن آدمو نمیـ سوزونه کــه
اَطرافیانـت بهـِت بگــن:
اَگـه...دوستت دآشت نمیـ رَفت!!!
=============================================================
شعـــــــــــور {ذآتیـــــ ه}...! بعضیـــیـــــــآ
بیـخوــد تلـآش میـ کننــــــــد!...
×وقتــــــی گــــــَــند زدی بـــــه {زندگــــــــــی}
طرف..،حداقــل دهنتـــــــو ببنـد نگو {قسمت} نشـُــد!
×بیخودی نگید اونــی کـه الآن مــــآل شمـآست...روزی {هلآکِ} مـآ بــــــود...دَر حـَــدِ مـآ
نبــــود،..پآسش دآدیم بـــه شمآ!مبآرکتــــــــون بآشـــــه
نگو این حرفارو...زندگیش خراب میشه وقتی عُرضه نداشتی باهاش بمونی سر هیچ و پوچ ولش کردی پس لطفا دهنتو ببندعزیزمن....
[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 23:37 ] [ آیدا✿ ]
[
]
دلم واست تنگ شده....
وقتی که میگم میخوام فراموشت کنم و بهت احتیاجی ندارم...
درست زمانیه که بیشتر از همیشه دلم واست تنگ شده...
مثل الان...!
==============================================================
مےבآטּَم ڪـارے בآرے ...
سَرَتـ شــُـلوغـ اَستـ...
مےבآטּَم...
اَمـآ ایـטּڪــِـهـ مــُـوقعـ خوآبـ...
روے تـَפֿتتـ...
چـَטּב ثـآטּیـهـ...
فَقَطـ لَحظهـ اے بــِـهـ ذهنـَــتــ خــُـطور ڪـُـטּב...
ڪــِـهـ یــِـهـ جایے ...
ڪَسے...
روے تَختَشـ...
مــُـوقعـ خوابَشـ...
براے تو اَشکـ مےر ے زَב...
هَمیــטּ هَم بَراے م َـטּ ڪآفیےستـ...(!)
[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 21:54 ] [ آیدا✿ ]
[
]
التماس....
يکي هست که فک مي کنه ديگه فراموشش کردم !
آره شايد بدي هايي که بم کرده رو فرامش کنم !
اما ماهها و هفته ها و روزا و شبا و ساعتا و دقيقه ها و ثانيه هاي خوبو
شيريني که خاص خودمو خودش بود و واقعا واقعي بود رو هرگز يادم نمي ره ...========================================
هنوز هم لبخند به لبم مینشانی ....
وقتی گم
میشوم....
در لا به لای خاطرات شیرین با تو بودن ....
هنوز هم
خاطراتت شیرین است .....

[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ 19:41 ] [ آیدا✿ ]
[
]
خدایاگله نمیکنم..
خــدایـــــا ...
گـِـــله نـمی کــنم
ولــی ...کـمـی آرامــتــر امتحانم کُــن !!بـه خـودتــ قَسَـمــ
خســتـهـ ام . . .
===============================
هـــــــر نفـــس ،
درد اســـت که میکشـــم !!!ای کــاش یا بـــــــــــودی ،یـــــا اصـــلا نبودی !!!ایـــــن که هســـتیو کنــــارم نیســــتی ...دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد . . .
[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 20:20 ] [ آیدا✿ ]
[
]
خیلی پستی
چه سخته تو هق هق گریه نفس کم بیاری اونوقت عشقتبه کس دیگه بگه نفسم....

==========================================================
صــدایت میکنم "مـــــــــــرد مـن"
میگویی جانم
میگویی عزیزم
نــگـــو . . .
جانــــم را میگیری
نـــــــــــــــــــــزن این حـــــرف ها را...
دل من جنبــــــه ندارد...
موقعی که نیستی...
دمار از روزگارم در می آورد....
[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 15:18 ] [ آیدا✿ ]
[
]
یادت باشد که...
❤ یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی ..
اون کس بعد از تو خیلی بی کسه
یا برای کسی همه کس نشو
یا اگه شدی به فکر بی کسی هاش هم باش!❤
=============================================================
گاهي که نگاهي به اطرافم مي کنم
ديوانه مي شوم...
از نگاه هايي که هيچکدام شبيه به نگاه تو نيست...
بغض مي کنم
چشمانم را مي بندم
و به ياد نگاه هاي عاشقانه ات
قطره اشکي را روانه ي گونه هاي خشکيده ام مي کنم...

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 15:11 ] [ آیدا✿ ]
[
]
داری میری؟؟؟؟؟
گفتم: واقعا داری میری؟
گفت: آره...
گفتم: منم بیام؟
گفت: جایی که من میرم جای ۲ نفره نه ۳ نفر!
گفتم: برمیگردی؟ فقط خندید…
اشک توی چشمام حلقه زد،سرمو پایین انداختم،
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت: تو کجا میری؟
گفتم: میرم بالاخره یه جایی...
گفت: تنها نریا، یکیو با خودت ببر...!
گفتم: جایی که من میرم جای ۱ نفره نه ۲ نفر!
گفت: برمیگردی؟
گفتم: جایی که میرم راه برگشت نداره!
من رفتم اونم رفت...
ولی اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده...
[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 15:4 ] [ آیدا✿ ]
[
]
آن شب گفت:

آن شب گفت یک خواهشی ازتو دارم .قسم بخور که انجامش میدهی.
دردلم گفتم تو جان بخواه.
گفت ما دیگر به درد هم نمیخوریم .پس تمومش کن امشب....
چشمانم روی گوشی خشک شد....و اشک در چشمانم جمع شد
گفتم خواهشت این بود؟!
گفت آره.دیگر خسته شدم.ازت خواهش کردم پس قبولش کن.
فقط گفتم باشه.........
.
.
.
صدای خودم در گوشم می پیچدکه:::: تو جون بخواه......
((واااای عاشق این متنم...خیلی خیلی خیلی صحنه ی بدیه....خدا نصیب هیچکس نکنه...))
=============================================================
آבمــ هآ لـــآلت مــیکـنـنـב
بــعد هے مــیپرســـند :
چرآحرف نمیزنے؟
!!... این خــنده دآرـتــرین نمــآیشنامــﮧ دنیــآست
[ پنجشنبه دوم خرداد 1392 ] [ 20:14 ] [ آیدا✿ ]
[
]
گاهی..




گـــــــــــاهی وقت هـــــــــــا انقدردلتنـــــــــــــگش میشوم
کــــــــــــــــــه ...
دلــــــــــــــم میخواهد ببینمش !!!
حتـــــــــــــــــی
...
بـــــــــــا
دیگـــــــــــری ...
===================================================
آن لعنتي همه ي دنياي من بود اما دنياي او پراز (مثل من)بود......
ميگويند صبور باش....من صبورم....
.اورا ارام كنيد كه طاقتش تاب شده براي ديگري........
برای کسی ک همه چیزش بوی فاحشگی میدهد...آی نامرد فاحشه پسندشدی؟؟!!
=========================================================
بعضـــــــــــے آه هْــا رو هر چقـــدر هم از ته دٍل بکشیے
سینـــــــــــه ات خالے نمیشود. . .
امرٌوز سینــــه من پٌر از همان آه هاســــت . . .! !

[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 17:46 ] [ آیدا✿ ]
[
]
کاش بودی....
کاش بودے . . .
وقتـے بغض مـےکردم . . .؛
فقطـ بغلم مـےکردے و مـےگفتـے . .
ببینم چشمـــــاتو . . . منـــــو نگاه کـن . . .؛
اگه گریــہ کنـے قهـــــر مـےکنم میرمـــــا . . .!
فَقَط هَمِـیـ ـنْ...!!!
=====================================
چه قدر سخته
گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی و
هزار بار تو خودت بشکنی
و اونوقت آروم زیر لب بگی
گل من ، باغچه نو ، مبارک

برچسبها:
مال من نشدی اما
[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 14:13 ] [ آیدا✿ ]
[
]
یه حس دلتنگی.....
وقتی عاشقم بودی من دوستت نداشتم.
بعد که مرا عاشق ودلتنگ خودت کردی دیگر دوستم نداری.
حالا میفهمم که چرا اول قصه ها مینویسند یکی بود یکی نبود......
=====================================================
ﺑﺮﮔــﺮﺩ ﻋﺸﻖ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻭ ﺩﯾﺮﯾﻦ ﻣﻦ؛
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺩﻭﺳﺘـﺖ ﺩﺍﺭﻡ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﺸــــﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﺑــــﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ
ﺑﮑﻮﺑﻢ
ﺗﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾـﮏ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﮔــــــــــﻮﺭ ﺑـﺒـــﺮﯼ
ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺣﻘﯿﻘﯽ
.
ﻭﺍﻻ کثافت رفته دور دنیا رو گشته حالا یاد من افتاده
[ چهارشنبه یکم خرداد 1392 ] [ 13:52 ] [ آیدا✿ ]
[
]
درد داردوقتی.....
♀♂ ـهَـ ـر روز نـَبوבَنتــــــــــ رآ
بـَر دیـــــــوآر פֿــَـ ـــط مـﮯ ڪِشـَـــ ـــــم
بـــِـبیـــــــטּْ ایـטּْ בیــــ ــــوآر ِ لآمـُـروّ تـــــْـــــــ
בیگــَــ ـــر جـآیـــﮯ بَرآے פֿـَــ ـــط زَבَטּ نـَــ ــــבآرَב!!!
פֿـُــوش بــِـہ פــــ ـــآلِ تــــُ ــــو
ڪِـہ פֿـــیآلِ פֿــُـوבَتــــــْ ــــــ رآ رآפـَــتـــ ْــــــــ ڪـَـرב ے
تَنـہــآ یــِڪ פֿــَــ ــــط ڪِشیـב ے
آنـْﮩـــَــ ــــم رو ے ِ مــــَ ــــטּ !!! ♀♂

=============================================================
درد دارد !
وقتـــی مـی رود …
و همــه مــی گــویند : دوستتــــــ نداشتـــــ …
و تـــو نمــی تـــوانـی بــه همــه ثـــابتــــ کنـــی
کــه آن نامردهـــر شبـــــــ
بــا عـــاشقـــانه هــایـش خـــوابتـــــ مــی کــرد
[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 20:54 ] [ آیدا✿ ]
[
]
حسادت
میترسم کسی بوی تنت را بگیرد ،
صدای دلت را بشنود
و تو خو بگیری به ماندنش
چه احساس خط خطی و مبهمی ست
این عاشقانه های حسود من . . .!!!
=========================================
خدایـــــــــآ!
بهـ تو میــ سپارمشــ
...
امــ ــآ یهـ خواهشیــ دارمــ ازتـــ
!!
یهـ روزیـــ ..،
یهـ جاییــ ..،
بغـــ ـــلــ یهـ غریبهـ
...!
بد جوریــ یاد مـــ ــــــن بندازشــ
[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 16:26 ] [ آیدا✿ ]
[
]
مردونه باش
مــَرבونــِﮧ حــَـرفـ بـِـزَטּ . . .
مـَـرבونـِﮧ بخــَنـב . . .
مــَرבونــِﮧ عــِـشـق بــِوَرز . . .
مــَرבونـِﮧ گــِریـﮧ ڪـُטּ . . .
مـَرבونـِﮧ بـِبـَخـش . . .
مــَرב بآش ، نــَﮧ فـقـطـ بآ جـِسمـِتـ !
بآ نـِـگآهـِتـ ، بآ اِحـسآسـِتـ ، بآ آغـوشـِتـ ...
مــَرב بـــآش وَ هیـچـوَقـتـ نآمـَرבے نــَڪــُـטּ !
مـَـخصـوصاً بَرآےِ ڪـَسے ڪـﮧ
بـﮧ مـَرבونـــگیـتـ تـِـڪیـﮧ ڪـرבه و بآوَرِتـ ڪـَرבه
==========================================================
اگـــر دوستت دارم هـــایت را نشنیــده گرفت
غصه نخـــــور
اگـــر رفت گریــــه نکــــن
یک روز چشمـهـــآی یک نفر عاشقــــش میکنـــد
یک روز معنـی کم محلی را می فهمــــد
یکروز شکستـن را درک میکنــــد
آن روز می فـــهمد آه هـــایی که کشیـــدی
از تــه قلبت بوده
می فهــمد شکـــستــــن یک آدم تـــاوان سنگینـــی دارد

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:0 ] [ آیدا✿ ]
[
]
غریبه
شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم
و تو...
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:27 ] [ آیدا✿ ]
[
]
تاوان...
مـــی گویَنـــد
یک روزی هـَـست ..
كه خـُـ ـدآ
چــُ ـرتكــﮧ دَستـَـش مـی گیــرد
!..
و حـِـساب و كـِـتاب مـی كـُنـد
!...
و آن روز تــو بایـَـد
تــــاوانِ
آن چه با مـَن كردی رابـِدهـی!...
فقط نمـی دآنم...
تاوان دادن آن موقـِع تـــو به چه دردم میخورد؟!!!
===========================================================
هِــــــــ ـــی غَریــبـِه!
رویِ کَـســــی دَســـت گُذآشــــتی،..
کـــه هـَمــــه یِ دُنیــــآمـــه!...
اِنــــقَدر رآحَــت بـــه اون نـــَــگـو:
"عــــــــزیـزَم!"
[ شنبه هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 13:38 ] [ آیدا✿ ]
[
]
من یک دخترممممممممم
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺩﺳﺖﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺟﺰ ﭘﺪﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﺵ ﮔﺮﻓﺖ.
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽﮔﻔﺖ...
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩ...
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ((ﺗﻮ)) ﭘﺎﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻏﺮﻭﺭﺵ...
ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻃﻌﻢ ﺑﻮﺳﻪ ﺭﻭ چشید ...
.…ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻭﺟﺪﺍﻧﺖ ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯽﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ! ﺍﻭﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ میده!
======================================
من یک دخترم
نگاه به صدا و بدن ظریفم نکن
اگر بخواهم
تمام هویت مردانه ات را
به آتش خواهم کشید
من غرورم را
به راحتی به دست نیاورده ام
که هروقت دلت خواست خردش کنی
غروره من اگر بشکند
با تیکه هایش شاهرگ زندگی تو را نیز خواهد زد


[ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ] [ 20:34 ] [ آیدا✿ ]
[
]
مطالب زیبای2
هـیـْچـگـاه نـاבیـْבِه نـِمـیـگـیـرَم روزهــــْایـﮯ را
کـِﮧ مـَن בر هـْـــواﮮ نـَبـوבنـَت نـفـسْ کــم مـﮯْ آورבَم
و تـــُو בر آنْ لـحـْظـﮧ هـا نـفـَس هـــْایـش را
בر مـیــْـان آغوشت شُمــاره مـیکـــَرבﮮْ . . .
هـــَـواﮮِ آنْ روزهـایـَت را بــْـﮧ مـَن مـבیــُونـﮯ . . .
======================================
آن لعنتي همه ي دنياي من بود اما دنياي او پراز (مثل من)بود......
ميگويند صبور باش....من صبورم....
.اورا ارام كنيد كه طاقتش تاب شده براي ديگري........
برای کسی ک همه چیزش بوی فاحشگی میدهد...آی نامرد فاحشه پسندشدی؟؟!!
=========================================================
بعضـــــــــــے آه هْــا رو هر چقـــدر هم از ته دٍل بکشیے
سینـــــــــــه ات خالے نمیشود. . .
امرٌوز سینــــه من پٌر از همان آه هاســــت . . .! ! !

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 21:1 ] [ آیدا✿ ]
[
]
دلم پره ازت بی رحم....
بی انصاف
آرام تــر ببوســــــش ...!
حسـوבﮯ اش مــﮯشـــــوב ...!
בرבش مــــــــﮯآیـــــــــــــــــــــــــــב ...!
رב پآﮯ خآطرآتـــــــــم بر روﮯ لـــــــب هایَــت ...!
==========================================================
میـمــ مثل مــــــــــا
میـمــ مثلـــــ مـــادر
.....
میـمـــ مثل مـــــــــــرگ
مثل مــــــرد نهـــ نامــــــرد
میـمـــ مثل ...
میـمـــ مثلــــــ مـادر.....
میــمــ مثل مـــــادری که دختـــر بودنــــشو به خــــــاطر طلـــب های باباش،
به زنــــ بودنــــ یکــــ پیرمرد فروخت
مادری که که تو 16 سالگی کهنه ی بچه میشـــــست
مادری که تن فروختـــ تا همون بچه اش مثل بقیه بچه ها درس بخونـــــه
مادری که از آدامس فروشی بچه اشـــ خجالتــــ کشیــــد
و تن خودشو تو آغوش یه مرد هــــــوس باز مثله شوهر بی غیرتش هــــــــراج کرد
مادری که به خاطر تولد هـــمون بچـــ ـــه اش روزها تو خونه یکی کلفتـی کرد
و شب تو آغوش هـــــو س بازانه ی مردی نفس نفـس زد
میمــ مثل مــــــادری که تو رویا مــست کرد که طعم حقیقت زندیگیشو نفهمه
مثله مادری که از درد اینکه به بچه اش نگن حروم زاده درد خوابیدن با چند نفر را تحملـــــ کرد
وهمان بچـــــــه دیروز به خاطر (مثلا )عشقش به مادرش گفت هــ ـــ ـــ ـرزه
مادری که ....
مادری که بهشت زیر پاهاشه چه فاحشه باشه چه پاکـــــ !!!
[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 ] [ 14:45 ] [ آیدا✿ ]
[
]